spacer

پارسی سخن بگوییم

advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

تاریخ

New Page 5

تبادل لینک

صاحبان سایت ها و وبلاگ هایی که علاقمند به تبادل لینک با ما هستند از طریق لوگوی زیر می توانند تمایل خود را بیان کنند

لوگوي دوستان

 

كاغذ ديواري ها

بيش از 300 پوستر زيبا از خوانندگان و بازيگران ايراني و خارجي

خبرخوان

 
spacer spacer

گوشه ایی از وضعیت ایرانیان در زمان ورود اعراب
نگارش یافته توسط ابي   
20 ارديبهشت 1387 ساعت 19:33

       گوشه ایی از وضعیت ایرانیان در زمان ورود اعراب

مری بویس

 

حتی پیش از به تخت نشستن یزدگرد سوم ، هم عرب های مسلمان ، به سبب تنگدستی و حمیت دینی ، یورش به سرزمین های ثروتمند ِ هم مرز با سرزمین بیابانی خویش را آغاز کرده بودند. آنان به سال ۶۳۶ میلادی به استان سوریه از سرزمین های روم شرقی تاختند و اندکی بعد هم با گذشتن از میانرودان ، در قادسیه با سپاه شاهنشاهی ایران رویارو شدند : نبردی سخت همراه با بخت برگشتگی [برای ایرانیان] چند روزی ادامه یافت و سرانجام عرب ها پیروز شدند و توانستند تیسفون ، پایتخت افسانه ای ساسانیان را تصرف کنند. با دو نبرد سخت دیگر راه آنان به درون فلات ایران گشوده شد و مقاومت شاهنشاهی ساسانیان در هم شکست. یزدگرد چند سالی ، در برابر پیشروی تدریجی سپاه عرب ، از مکانی به مکانی دیگر عقب می نشست و در این میان استان و شهر ها نیز هر یک به تنهایی جنگیدند ، فتح شدند ، باز شورش کردند ، باری دیگر به شدت سرکوب شدند و سرانجام تن به تسلیم دادند. تا زمانی که یزدگرد به سال ۶۵۲ میلادی در مرو ، نقطه ای دور در شمال شرقی ، کشته شد ، عرب ها بر اغلب نقاط ایران دست یافته بودند ; گو این که در نواحی دورتر ، تا آغاز سده هشتم میلادی ، نبرد همچنان ادامه داشت.

برای خواندن متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دیدگاه ها : 0 | بازدیدها : 1460

ادامه مطلب...
 
جــــــــــام زرّین حـــــــسنلو
نگارش یافته توسط ابي   
16 ارديبهشت 1387 ساعت 01:49

         جــــــــــام زرّین حـــــــسنلو

شکوه ایی بی نظیر از هنر باستانی ایران

 

قدمت : بین ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد مسیح
محل نگهداری : تهران - موزه ی ایران باستان

جام زرّین حسنلو۱ : بر روی بدنه ی این جام معروف ، نقش های بسیاری حک شده است که احتمالا داستان حماسی را روایت می کنند. در ردیف بالایی ، ایزدی بالدار سوار بر گردونه ای که یک گاو نر آن را می کشد ; به سوی کاهنی در حرکت است که جامی در دست دارد و در این حال از دهان گاو ، رودی جاری است که احتمالا نماد حیات و باروری محسوب می شود . در ردیف پایینی و زیر گردونه ی حیات ، پهلوانی در حال نبرد با موجودی نیمه انسان و نیمه اژدها است. از تصواویر قلمزنی شده ی آن سوی جام می توان به ایزدهای شاخدار سوار بر ارابه ، کاهنانی که در حال حمل قوچ های قربانی هستند ، پهلوانی که گرز و کمان در دست دارد ، مردی که در حال رام کردن شیر است و پدر و مادری که در حال بازی با کودک خردسالشان هستند ، اشاره کرد.

 

برای دیدن نمایی دیگر از جام و خواندن اطلاعاتی از شهر حسنلو به ادامه مطلب مراجعه کنید

دیدگاه ها : (2) | بازدیدها : 567

ادامه مطلب...
 
ره آورد نوروز
نگارش یافته توسط ابي   
22 فروردين 1387 ساعت 04:01

                               ره آورد نوروز

 

درود بر شما یاران و همراهان همیشگی مرد آریایی

سال ۸۷ نیز آغاز شد و ما افتخاری دیگر در گشت و گذار نوروزی نصیبمان شد که نیک پنداشتیم شما را نیز در این گشت و گذار سهیم نماییم، باشد که شما این ره آورد را از ما بپذیرید. در این گشت و گذار که بیشتر به شهر شیراز و دیدنی های آن خلاصه می شود تلاش نموده ام گوشه هایی از شیراز زیبا و مناطق دیدنی اطراف آن را از نگاه دوربین خود برای شما به تصویر بکشم ، امیدوارم مورد پسند شما قرار گیرد.این مجموعه شامل ۴۰ عکس از ۵ مکان می باشد.

 

برای دیدن عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید (۴۰ عکس)

دیدگاه ها : 0 | بازدیدها : 1441

ادامه مطلب...
 
شادباش ِ نوروزی ما به شما
نگارش یافته توسط ابي   
02 فروردين 1387 ساعت 04:35

                      شادباش ِ نوروزی ما به شما

 

                  

بهـار آمد، بهارآمد، بهارخــــــــوش عذار آمد  .....  شفـا آمد، شفا آمد، شفــــــــــاى هر نزار آمد

بنفشه پيش نيــــــــلوفر، درآمد که مبارک باد  .....  که زردى رفت وخشکى رفت وعمرپايدارآمد

 

درود بر شما یاران و همراهان همیشگی ما ... با آرزوی داشتن سالی نیکو و سرشار از شادی و بهروزی برای تمامی ایرانیان گرامی . نوروز باستانی بر همگان فرخنده باد. تارنمای مرد آریایی به پاس آیین نوروز و آغاز بهار سال ۱۳۸۷ برای شما ایرانیان شادباشی هر چند کوچک در نظر گرفته است که امیدواریم بتوانیم نقشی هر چند کوچک در این بین داشته باشیم.

ما به عنوان شادباش نوروزی برای شما خوبان دیدار مجازی از سه مکان دیدنی شیراز را در نظر گرفته ایم امیدواریم که این هدیه ی ناچیز را از مابپذیرید.

 

تصویر ۳۶۰ درجه ایی از آرامگاه حافظ شیرازی (مجموعه حافظیه)

برای دیدن تصویر بزرگ بر روی عکس کلیک کنید

اندازه عکس : X ۷۶۴۹ X ۷۶۸

حجم عکس : ۱.۱ مگابایت   

 

برای دیدن دو مکان دیگر به ادامه مطلب مراجعه کنید

دیدگاه ها : (3) | بازدیدها : 877

ادامه مطلب...
 
چهارشنبه سوری از دیدگاه ۴ استاد ایرانشناس
نگارش یافته توسط ابي   
28 اسفند 1386 ساعت 04:41

         چهارشنبه سوری از دیدگاه ۴ استاد ایرانشناس

 

آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

گفت و گو با استادان مرتضی ثاقب فر، فریدون جنیدی، پرویز رجبی و محمدعلی اسلامی ندوشن درباره ی جشن چهارشنبه سوری

شب آخرین چهارشنبه ی سال برای بیشتر ایرانیان، شبی خاطره انگیز است. شبی که ایرانیان با افروختن آتش در بام ها و صحن خانه ها، کوچه ها، خیابان ها و بیابان ها به نبرد با تیرگی ها و تاریکی ها می روند.

آتش برای ایرانیان تقدس ویژه ای دارد. ضمیر ناخودآگاه جمعی آنها، روزگاری را به یاد دارد که نیاکانشان به سوی آتش نماز می بردند و از میان شعله های افسونگر آن - که چون دختران رقاص معابد هند، نیایشگران را به خلسه ای دلنشین فرو می برند - خداوند مهر و خرد «اهورامزدا» را می جُستند.

چهارشنبه سوری می آید تا بگوید امسال نیز به مانند هزاران سال پیش «نوروز پیروز» به دیدن ایران زمین خواهد شتافت و با یادآوری اینکه فرهنگ ملی ایران در تاریخ هزاران ساله ی سرزمینشان که آکنده از پیروزی ها و شکست ها، فرازها و فرودهاست، سیاوش وار، پیروزمندانه از دلِ آتش ها و سختی ها بیرون خواهد آمد تا روزگاری نوین را نوید دهد. چرا که به گفته ی حافظ :

دورِ گردون گر دو روزی بر مُراد ما نرفت          دائما یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور

در این شب به نشانه ی سه پند بزرگ زرتشت «اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک» سه کُپه ی آتش می افروزند و با پریدن از روی آتشی که در ادب پارسی به عشق مانند شده، می خوانند :

زردی و رنجوری من از تو               سرخی و خرمی تو از من

و با آیین هایی چون فالگوش ایستادن، فال کوزه، کوزه شکستن، کجاوه بازی، شال اندازی، قاشق زنی، حلوا پختن، دادن آش نذری و پخش آجیل مشکل گشا همراه است.

امروزه میان ایرانیان آتش سوری کارکرد دیگری نیز یافته است و آن این است که افزون تر از همه ی جشن های ایرانی، جلوه گاه پاسداری از فرهنگ و هویت ملی ایرانیان در برابر دشمنان تاریخی آن شده است.

بی شک اگر این آیین که به مانند همه ی جشن های پدران و مادرانمان، سرشار از منش، اخلاق، خردورزی و بیانگر جلوه هایی از زندگی آنان بوده اکنون این چنین مسخ شده و به شیوه ای ناهنجار برگزار می شود، گناه آن تنها بر گردن کسانی است که آگاهانه یا ناآگاهانه در پی مبارزه با فرهنگ ملی ایران هستند. به گفته ی دوستِ فرزانه، مازیار قویدل :

چون که
آتش شد به پا
گیسوی تاریکی برید
تیرگی را کس ندید
تیرگی
با روشنی
همدم نگردد هیچ گاه

 

برای خواندن متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید

دیدگاه ها : 0 | بازدیدها : 295

ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 5 از 79
 

عضويت در سايت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

دریافت فونت نستعلیق

 

گنجينه كتاب

 

پارسي شناخت


( آ ر یـا پـا ر س )
پهرست چند واژه پارسی / تازی

درود (dorud): سلام

زيگورات (zigurât): معبد

رایاتار (râyâtâr): اینترنت

آهار (âhâr): لعاب

ساستاری (sastâri): سياست

تارنما (târnamâ): سایتِ اینترنتی

دستينه (dastine): امضا

درازه‌ی گیتایی (derâzeye gitâi): طول جغرافیایی

پهنای گیتایی (pahneye gitâi): عرض جغرافیایی

ساگ (sâg): (پهلوی) ساق

نِهش (neheš): (پهلوی) وضع

باژ (bâž): خراج، باج

آگُر (âgor): آجر

پکش (pokeš): انفجار

کارفرمان (kârfarmân): (پهلوی) مدیر کل

تاوان‌گیری (tâvângiri): مصادره

کُیان (koyân): کانون، مرکز

آبُری (âbori): (کردی) اقتصاد

داشتاری (daštâri): (پهلوی)مالکیت

اوارى (evâri): (پهلوی)اداری

آبشخور (âbešxor): منبع

زینه (zine): درجه

میهنی (mihani): ملی

رُت‌کیش (rotkosh): (رُت=کاغذ ، کیش=جعبه) کارتن

پَروَند (parvand): (پهلوی) محوطه

ریزگان (joziyât): جزئیات

دفترينه ‌كردن (daftarine kardan): ثبت کردن

کرانه (karâne): ناحیه

زادروز (zâdruz): میلاد

آرستن (ârastan): کامل کردن

سکالش‌گاه (sekalešgâh): مجلس شورا

زنهارداری (zenhârdâri):امنيت

کندک (kandak): خندق

بانو (bânu): خانم

اشکفت (eškaft): غار

ورستاد (varastâd): وقف

بازنهش‌ (bâznaheš): جبران

بساویدن (basâvidan): لمس کردن

آفرينه (âfarine): اثر

دَم (dam): دقيقه

نِگار (negâr): نقش

پرخاش (parxâš): اعتراض

سیمین (simin): نقره‌یی

رخبام (roxbâm): قرنیز

سیِم (sim): نقره

بآن (bân): آقا

پایندان (pâyandân): ضمانت

هم‌كرد (hamkard): مركب

سان (sân): حالت

دغل‌كاري (daqalkâri): تقلب

نگار (negâr): نقش

تپاسبد (tapâsbod): مرتاض

سیج (xatar): خطر

آوات (âvât): سيلاب، هجا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آيا مي‌‌دانيد كه افضلُ الدینِ کاشانی دانشمندِ ايراني در نسك‌هاي خود بارها واژگانِ پارسي ِ سرهيِ زير را به كار برده است:

پيدايي: ظهور

خواستاری: شوق

شكافته: ناشیشده

گُنجايی: ظرفيت

مايه: ماده

نايابندگی: عدم ِ ادراك

جانِ گويا: نفس ِ ناطقه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پارسی سره (pârsiye sare): پارسی ناب، که بی هر گونه واژه‌ی بیگانه است. این تارنما تلاش در پرورندانِ این زبان دارد نه آن که پی‌ورزی باشد که زبان پارسی امروزین نیاز به بازسازی و بازآوری واژگانِ در آستانه‌ی فراموشی دارد. هر چند که همان گونه که از بسیاری از نوشتارهای این تارنما پیداست پارسی سره بسیار آهنگین و شیرین و استوار است.

برزش (barzeš): از ريشه‌ی «برزيدن» يا همان «ورزيدن» كه واژه‌ي آشناي «ورزش» را از آن ساخته‌ايم.

«برزش‌‍» به آساني و زيبايي مي‌تواند جاي «تمرين» را بگيرد.

تسوک (tasuk): (در پهلوي تسوك) تسو، ساعت

فرزان (farzân): فلسفه، حكمت

توده (tude): ملت

فرجاد (farjâd): وجدان

آك (âk): بي‌عيب، در گويشِ شيرازي به جاي «بي عيب» مي‌گوييم «آك‌بند».

چیدمان (cidemân): ترتیب، دکوراسیون

خنیا (xonyâ): موسيقي، نوازندگي

دروازه (darvâze): باب

‌نماردن (nomârdan): اشاره کردن

سهش (soheš): احساس

نگاره (negâre): شکل

آرش (âreš): معنی (دهخدا)

داوی (dâvi): ادعا، « داو+طلب » واژه‌يی از همين ريشه است.

چگونگی (cegunegi): كيفيت

هست‌نما (hastnamâ): مجازی، پیکری، پاتخشیک

مینوی (minovi): معنوی

چنبره (canbare): حلقه

انیرانی (anirâni): ناایرانی، بیگانه، خارجی

تازی گرایی (tâzi-gerâi): پان عربيسم

فیار (fayâr): صنعت

چینش (cineš): ترتیب

زاور (zâvar): خدمت‌كار، چاكر، با اين معني از ريشه‌ي «زور» است.

چم (cam): معني، مفهوم

بی‌میان‌جی (bimiyânji): بی‌واسطه

رايه (râye): دولت

نویسه (nevise): وات، حرف، بندواژه

فرانمود (farnemud): توضیح، روشن‌گری

زاب (zâb): صفت

فراروی (farâravi): هجری، در كردی به «هجری خورشيدی» می‌گويند «كوچ مانژی».

زَند (zand): شرح

نمار (nomâr): اشاره‌

رواگ (ravâg): روا، رواج(پارسی تازی گشته)

برگرفته (bargerefte): مشتق

پارادخش (pârâdoxš): تضاد، پارادكس

فرتور (fartur): نگاره، عکس

ترزبان (tarzbân): مترجم، خودِ واژه‌یِ «ترجمه» پارسی تازی گشته است.

ترنم (tarannom): زمزمه

وخشور (vaxšur): پيام‌بر، پيغمبر

داديكی (dâdiki): حقوقی

هم‌سنجی (hamsanji): مقایسه

خاور (xâvar): شرق

شیان (šeyân): جبران

تيره (tire): قوم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جهان‌گرد، سراينده و نويسنده‌يِ بزرگِ ايران زمين، ناصر خسرو، واژگانِ زير را برايِ نوشتن برگزيده است آن هم در زماني كه هم‌رده‌هايِ او واژگانِ تازي را به آساني و فراواني در نوشته‌هايشان به كار مي‌گرفته‌اند:
آرمیده: ساکن

بسودنی: ملموس

بسیاری: کثرت

چرایی: علت

زبریدن: سقوط

سپسی: تاخیر

گزارنده: شارح

گزارنده: مفسر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آيا مي‌‌دانيد كه ابوريحانِ بيروني دانشمندِ ايراني در نسك‌هاي خود بارها واژگانِ پارسي ِ سرهيِ زير را به كار برده است:

دوری: بُعد

سپس رو: تابع

سپس‌رو: تالی

سپس‌رو: مقلد

شکافتن: اشتقاق

هم‌بازی: شرکت

راستپهلو: متساويالساقين

بسيارپهلو: كثيرالاضلاع

زبَرنگر: عالی‌النظر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آيا مي‌‌دانيد كه پور ِ سينا دانشمندِ ايراني در نسك‌هاي خود بارها واژگانِ پارسي ِ سرهيِ زير را به كار برده است:

چین از ابرو گشادن: رحم کردن

بستانکی: انجماد

پیوستگی: اتصال

زایشده: مولد

کُنا :فاعل

مردمی: انسانیت

بهرهپذير: قابل ِ قسمت

ايستاده به خود: قائم به ذات

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ستاک (setâk): مصدر

اوگ (owg): اوج(پارسی تازی گشته)

دیپ (dip): نثر

نسک (nask): کتاب

نيم‌روز (nimruz): جنوب

دستک (dastak): سند، مدرک، بیشتر به ریختِ "دفتر و دستک" به کار می‌رود.

درها (darhâ): ابواب

مهینگان (mahinegân): کلیات

‌ترك‌گرايی (tork-gerâi): پان تركيسم

بسامد (Basâmad): تکرار

رسا (resâ): كامل(بهروز)، اُسپوُر (پهلوی)

می‌نمارد (minomârad): اشاره می‌کند

رایانامه (râyânâme): ایمیل، پستِ الکترونیک

رست (rost): رشد

سروادیک (sarvâdik): شاعرانه، سرودين

دبیره (dabire): خط، الفبا

یاد (yâd): ذهن

جُستار (jostâr): مطلب، بحث

تازه (tâze): خبر، تازه‌ها: خبرها

زَند (zand): تفسير

تارکده (târkade): اینترنت

پی‌ورزی (peyvarzi): تعصب

فند (fand): شگرد، فن

چامه (câme): شعر

آخشیج (âxšij): عنصر

نگارش (negâreš): نسخه

انگارش (angâreš): دانشِ ریاضی

هم‌بود (hambud): انجمن، جامعه، اجتماع

فرزانه (farzâne): فیلسوف

آب‌خست‌واره (âbxostvâre): شبه جزيره

بس‌شمردن (basšomordan): ضرب کردن

وات (vât): نویسه، حرف

انجمن (anjoman): جامعه، اجتماع

سپند (sepand): مقدس

ترسایی (tarsâi): مسیحی

فروزه‌ (foruze): صفت، در برابر ِ زاد

اسپاش (espâš): فضا

خوربران (xurbarân): غرب

فرينه (farine): ممتاز

فرنام (farnâm): لقب

پاژنام (pâžnâm): عنوان

كند (kand): قند

یاد‌انبار (yâdanbâr): حافظه

گزاره (gozâre): شرح

گزارش (gozâreš): شرح دادن

آسال (âsâl): بنیاد، پایه‌، اصل

انگارگان (engârgân):ايدئولوژي

گزاره (gozâre): تفسير

پرماسیدن (parmâsidan): تماس گرفتن

اشو (ašu): مقدس

شایش (šâyeš): امکان‌

بامیان‌جی (bâmiyânji): باواسطه

دین‌یار (dinyâr): روحانی

واگویش (vâguyeš): بازگویی، تلفظ‌

زنهار (zenhâr):امنيت

واكه (vâke): حرف آوادار

همیستار (hamistâr): مخالف

اپاختر (apâxtar): شمال

برگیری (bargiri): اشتقاق

پوییده (puide): مفعول

سازه (sâze): بنا

پاژنام (pâžâm): لقب٬ عنوان

كانون (kânuni): مركز

فرديد (fardid): منظور

سامه (sâme): شرط

نمازسوی (namâzsuye): قبله

رازی‌گری (râzigari): معماري

آميغ (âmiq): حقيقت

فرارودان (farârudân): ماوراءالنهرين

ميان‌رودان (miyânrudân): بين‌النهرين

هم‌آورد (hamâvard): مسابقه

ورجاوند (varjâvand): برازنده

توپال (tupâl): فلز

اروس (arus): عروس، پارسی است و ریشه‌ی اوستایی و سنسکریت دارد.

خامه (xâme): قلم

تِلا (telâ): طلا

سَدُم (sadom): سانتی

سَلم (salm): لوح

رَج (raj): سطر

گِردايه (gerdâye): مجموعه

خودويژه (xodviže): مخصوص

تِكه (tekke): قطعه

سِرشتين (sereštin): طبیعی

شايِش (šâyeš): امکان‌

اِسپاش (espâš): (پهلوی) فضا

اُريبانه (oribâne): (پهلوی) مورب

آرسته (âraste): (پهلوی) کامل

شیوِه‌ (šive):سبک

ناهم‌سانی (nâhamsâni): تفاوت

فرارسان (farâresân): مبلغ، اعلان کننده

گرداننده (gardânande): مدیر

فرنشین (farnešin): (فرهنگستان) رئیس

ایراختن (irâxtan): (پهلوی) محکوم کردن

رستک (rastak): (پهلوی) قانون

کرپان (korpân): (پهلوی) قربان

بَنَک (banak): (پهلوی) قهوه

نارستکی (nârastaki): (پهلوی) غیرقانونی

دادیک (dâdik): (پهلوی) حقوق

پدافند (padâfand): (پهلوی) دفاع

ورزانیدن (varzânidan): اعمال کردن


نظرسنجي

كدام بخش از سايت , مفيد تر بود؟
 

اطلاعات سایت

Free Page Rank Checker

remote server monitor

spacer

spacer
© 1387 مرد آريايي
جوملا نرم افزار رایگان مدیریت وب سایت برپایه قوانین GNU/GPL